خرید بک لینک
سلام بعد از مدتی اومدم پیشت .دلم تنگ شده بود میدونی هرموقع میام اینجا ارامش خاصی میگیرم این روزا بیشتر از هر موقه ی دیگه ای بهش فکر میکنم دلم خیلی تنگ شده براش کاش ببینمش این دلتنگی و بی خبری اینقد روم تاثیر گزاشته ک به طور ضایع وار همش از مامانم سوال میپرسم اونم همش جوابای ... :(( هیچ دلم اروم نمیگیره  دیشب خیلی دلم گرف از کسایی که فک میکردم باشخصیتن ! خب آدم دلش میگیره آدما مسخرش میکنن  میدونی این روزا آدما شوخی شوخی حرفای تلخ دلشونو میزنن بهت  به نظرم اینجوری خیلی دل ادم میشکنه خیلی :( میدونی چیه اگه قیافه و ظاهرمو مسخره کنن شاید بتونم تحمل کنمو چیزی نگم ولی نمیتونم کسی چادرمو ک یادگار حضرت فاطمس رو مسخره کنه چون واقعا بغضم میگیره همون لحظه نمیزارم کسی چادرمو مسخره کنه و از این بعد خیلی به خودم میرسم که فک نکن امبلم ! (متاسفانه امروزه عقلشون تو چشمشونه !)میدونی دوتا تجربه و نتیجه ی ارزشمند گرفتم تو این چن روزه : اولیش اینه ک خدا یه فرشته ای توی زندگیم گزاشته به اسم مادر ^____^ عاشششقم ینیا تو این چن روزه ک انفولانزا گرفته بودم مثه یه

برچسب: نویسنده: ماهان فدایی تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 16:23

این روزا خیلی درگیرم از یه طرف کارای اتلیه از طرفی درس و دانشگاه نمیدونم این رشته رو ادامه بدم یا نه ؟ نمیدونم برم شیمی کاربردی یا کلا از شیمی بگذرم یا نه ادامش بدم ؟؟این روزا خیلی بی اهمیت شدم به نمازام و این موضوع به شدت ناراحتم کرده اخه میدونی چیه ؟من وفتی نمازمو نمیخونم اعصابم خورد میشه هی میگم اه ولش کن دیگه الان قضاس روم نمیشه به خدا بگم اومدم نماز این وقت بخونم :(ولی دیگه تصمیم گرفتم کارامو بنویسم نمازامو هم بزارم جزوشون که یادم نره و بشه آخر وقت!خدایا همینجا بهت قول میدم حتما انجامش بدم این برنامه رو ^__^این هفته فاطمه میربزرگی ،دوسته صمیمی دوران دبیرستانمو توی اینستا پیدا کردم با کلی ذوق کردم ^_^ آخه اون خانوادش نمیزارن از این برنامه های امثال تلگرام و ... نصب کنه واسه همین تا الان فقط با اس مس و کمی زنگ در ارتباط بودیم ولی اینجوری دایرکتو خفه کردیم از بس این چن روزه حرفیدیم :)) راستی گفتم اینستا ،میخوام پاک کنم این اکانتمو دوسش ندارم فضول زیاد داره :/میدونی تصمیم گرفتم آدما و دوستای اطرافمو یه خونه تکونی بدم اینجوری خیلی بهتره :)راستی این هفته رو ویژه دوست داشتم چون هم میلاد

برچسب: نویسنده: ماهان فدایی تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 16:23

خدا:سلام خوبی ؟خوب نیستم :(-چرا؟دلم گرفته خیلی :((-منو یادت رفته ؟نه ،مگه میشه یادم بره ؟!-پس چرا دلت گرفته ؟از روزگار دلم گرفته ،بیشتر از اون از خودم و از کارام ناراضیم :(-مثلا  ؟مثلا اینکه نمازامو اول وقت نمیخونم یا اینکه سوره ی چله حشر رو نخوندم خیلی عقبم تا چن روز دیگه هم چله تموم میشه ...میدونی دلم از این میگیره چرا نمیتونم کارای مشتریمو سر موقش بهشون بدم خسته شدم خو :(( آخه من تا شب میمونم رتوش میزنم بعد چاپیه چاپ نمیکنه من خیت میشم جلو مشتری :/این روزا احساس میکنم مشتریا ازم راضی نیستن یه حس خیلی بدیه خیلی که مشتریت ناراضی از مغازه بره بیرون :((این روزا دخترای هم سن و ساله خودمو که میبینم چقد به خودشون میرسن ولی من چی عین پیرزنا  :/ خب بیکارن دیگه ! چن روز پیش دم دمای صب خوابشو دیدم ...خیلی دلم براش تنگ شده :(( ینی اونم منو دوست داره ؟ سوالی که این روزا بیشتر از ماه ها و سال ها پیش فکرمو درگیرش کرده همشم آخرش میشه امیدواری و توکل به خدا با یه خورده نامیدی ...-خدایا کمکم کن کسی رو ناراحت نکنم -خدایا کمکم کن توی کارم موفق باشم مشتریا ازم راضی باشن -خد

برچسب: نویسنده: ماهان فدایی تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 16:23

سلام ویلاگ خوشگلم خوبی ؟ببخش منو خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم ...نمیدونی این روزا که نبودم چقد زندگیم پر از روزایی که مملو از استرس و خستگی  بود .روز به روز دلم بیشتر براش تنگ میشه بعضی اوقات چیزایی میبینم که دوباره اون فکرای بیخود که نکنه اون یکی دیگه تو زندگیشه و ...نمیدونی لحظه ای که میبینم توی تلگرام آنلاینه چه حسی دارم :(( نمدونی وقتی ببینی دونفر باهم آنلاینن اونم هر دو که هم رو میشناسن خیلی لحظه ی بدیه چون شک و گمان میاد سراغت نکنه ...آخ نکنه ...خدانکنه :( به خدا گفتم نزاره شک و گمان بیاد تو ذهنمو نسبت به کسی ذهنیتم عوض بشه (چقد خوبه که خدایی هس که همیشه کنارمه و حرفای دلمو میفهمه و بهم آرامش میده )میدونی چیه امروز به خودم میگفتم اگه اون کسی دیگیو رو دوس داشته باشه از قلبم بیرونش میکنم دیگه حتی بهش فکرم نمیکنم ...آره زدن این حرفا راحته ولی وقتی پای عمل میاد جا میزنی ...امروز یاده اوضاع دوسال پیشم افتادم ک چجوری تاوان اشتباه دل بستگیمو دادم ...هعیاین روزا خسته شدم از اینکه هرکاری میکنم پول درارم ولی نمیشه اونی که میخوام :(( خدایا کمکم کن پول اجاره رو در بیارم کمکم کن دل

برچسب: نویسنده: ماهان فدایی تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 16:23

صفحه بندی